حضرت ابوالفضل علیه السلام پس از آنکه دید تمام اصحاب و یاران و افراد خاندانش، شهید شدند و حجت خدا در میان دریایى از لشکر دشمن، تنها مانده است و از هیچ سو مدد و کمکى به سویش نمى رسد، و صداى شیون و گریه زنان و فریاد العطش کودکان ، فلک را کر نموده است، نتوانست آن همه مصیبت را نادیده بگیرد و تحمل بیاورد لذا براى چندمین بار نزد برادر آمد و درخواست اجازه رفتن به میدان کرد. چون به نظر امام حسین (ع) حضرت ابوالفضل (ع) از نفیس ترین ذخایر الهى به شمار مى رفت که دشمن از صولت و هیبتش بیمناک و از هر نوع اقدام او لرزه بر اندامش مى افتاد و اهل حرم به مناسبت اینکه مى دیدند پرچم پر افتخار اسلام در دستش برافراشته است آرامش خاطرى داشتند،  امام (ع) آن نفس ابیه قدسیه، دلش راضى نمى شد به ایشان اجازه میدان بدهد و لذا به او فرمود :  برادر تو علمدار منى، شهادت تو دلیل شکست ما خواهد بود یا اخى انت صاحب لوائى [۱]